محمد على مجاهدى

558

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

وى كار سرودن شعر را از هجده سالگى آغاز كرد و ديرى نپاييد كه در شمار غزلسرايان مطرح كشور درآمد و بعضى از غزليات او شهرهء عام و خاص شد . از آثار اوست : منتخبى از اشعار شعراى فارسى زبان با عنوان « بهترين اشعار » ، مجموعه شعر « خاشاك » ، تصحيح ديوان حافظ و خمسهء حكيم نظامى . وى دو اثر « وفاى زن » اثر بنيامين كنستانت ، و « آتالاورنه » اثر شاتوبريان را نيز به فارسى برگردانده است . وى به سال 1353 در سن 74 سالگى بدرود حيات گفت و ديوان اشعارش در سال 1368 توسط انتشارات پارسا چاپ و منتشر شد . از آثار اوست : مكتب حسين ( ع ) اين ماه ، ماه ماتم سبط پيمبرست ؟ * يا ماه سربلندى فرزند حيدرست ؟ شير اوژَنى كه بر تن و فرق مباركش * از زخم تيرْ جوشن و از تيغْ مغفرست آن كو نهال دين محمد ز خون او * سيراب گشت و سايه فكن گشت و بَروَرست در ظاهر ار شكسته شد آن شير دل منال * كز آن شكست بادهء فتحش به ساغرست سر لوح فتح‌ْنامهء او شد شكستِ او * مرد حق ار شكسته شود ، هم مظفّرست امروز عيد فتح حسين است و آل او * زارى مكن كه خستهء شمشير و خنجرست او كشته گشت و ملت اسلام زنده شد * وين كشته از هزار جهان زنده ، برترست شيرين ، شهادتى كه به اسلام داد جان * فرخنده ، رفتنى كه چنين هستى آورست او كشته نيست ، زندهء اعصار و قرن‌هاست * كِش نام نيك تا به ابد زيب دفترست از خونِ آن حسين ، حسينى دگر بزاد * وين نقش جاودانه از آن روى و منظرست مرگ از براى ماست نه درخوردِ او ، كه ما * ترسان ز محشريم و ، وى آن سوىِ محشرست چندين ز تشنه‌كامى و مظلومىاش مگوى * كو شَهْم « 1 » و قادرست ، نه مسكين و مضطرست خوارىّ و سرشكستگى آرد قبول ظلم * او تا جهان به جاست عزيزست و سَرورست آن آهنينْ جگر كه ز تصوير تيغ او * تبْ لرزه مر سپاه عدو را به پيكرست مظلوم نيست ، خانه برانداز ظالم‌ست * لب‌ْتشنه نيست ، ساقى تسنيم و كوثرست

--> ( 1 ) . شَهْم : دلير ، بزرگ و سَرور .